تحت لوای این پرچم

۱۴۰۰ سال از زمانی می‌گذرد که امپراتوری شکوهمند پارس تسلیم شمشیر خونریز و برهنه اعراب شد؛ مرزداران پارسی با دیدن جنگجویان پابرهنه عرب -که به هوای شهادت و رفتن به آغوش جنتّیان- بدون لباس رزم و زره‌پوش در حال هجوم به خاکشان بودند -به گمان اینکه آنها روئین‌تن هستند- پا به فرار گذاشتند.

انکیزاسیون: دادگاه تفتیش عقاید

تاریخ مسیحیت به هیچ وجه عاری از لکه‌های سیاه نیست؛ یکی از تیره‌ترین آنها جنایتهای بیشمار دادگاه تفتیش عقاید یا انکیزاسیون است. برای فرد حقجو و یا کسی که مشتاق شناخت بیشتری از آیین مسیحیت است این موضوع ممکن است مانع بزرگی را ایجاد کند:

جورج مولر و هزاران پاسخ به دعاهایش

وی در سال ۱۸۰۵ میلادی در خانواده‌ای مرفه در آلمان بدنیا پا گذاشت؛ پدرش مسئول جمع‌آوری مالیات بود. وی در سنین کودکی و نوجوانی به ندرت به کلیسا ‌رفته و یا کتاب مقدس را می‌خواند. در ده سالگی یاد گرفت تا بی سر و صدا از پولهای دولت که دست پدرش بود بدزدد.

آخرین روز

«توماس کرانمر» این بدشانسی را داشت که در زمان هنری هشتم، اسقف اعظم کلیسای کنتربری انگلیس باشد. اما با سیاست چرخش به هر سمتی که باد می‌وزد زنده ماند. وی به خاطر موقعیتی که داشت و بنا به ضرورت و خواسته پادشاه بر طلاق‌های مکرر او مهر تایید زده و زنهای او را به مرگ محکوم ساخت.

ریشه‌ی ترس

مخاطبین این آیه ایمانداران واقعی مسیحی هستند؛ کسانی که خدای حقیقی و زنده را ملجا و پناه خود ساخته‌، افرادی که جویای خدای حقیقی شده، به سویش بازگشت نموده و او هم ایشان را -در مسیح- پذیرا گشته است.

خدا بیامرزدش

اغلب اوقات وقتی  که ما خبر وفات یکی از دوستان را می‌شنویم برای دلداری و تسلی بازمانده‌ها این کلام را بر زبان می‌آوریم: «خدا بیامرزدش.» نزدیکان و دوستان فرد متوفی از آرزو کردن پا پیشتر گذارده و برای سفر آخرت عزیزشان توشه‌ای فراهم می‌‌بینند؛ مجلس ختم،

توهم بی‌خدایی

فرادی که خود را لائیک خوانده و منکر وجود خدا هستند، ساعت بسیار منظم خلقت را می‌بینند ولی وجود ساعت‌ساز را ضروری نمی‌دانند. ایشان با گزینش چنین دیدگاهی با مشکل بزرگی روبرو می‌شوند؛ باید ثابت کنند که همه‌چیز بر حسب شانس و اتفاق کور پدید آمده و نه توسط آفریننده‌ای حکیم.

مسیحی دیگر

خداوند حقیقی که در ذاتش نادیدنی، ازلی و غیرقابل‌ رویت است در فرزند ارشد خود -عیسی مسیح- خود را بر بنی‌آدم آشکار ساخته است. مسیح، جلوه‌گر ذات خدای نادیدنی اوست؛ زیرا خوشنودی خدا در این بود که تمامی حکمت، قدرت، پارسایی، جلال و همه برکات خود را در مسیح قرار دهد.

شاهدان شرزه

خداوند ما عیسی مسیح از پیروانش انتظار دارد که همچون شیر شرزه و معترف باشند و نه همچون موش متقی؛ دسیسه تقیه و دروغ گفتن برای حفظ از جان، سیاستی بود که محمد به پیروانش می‌آموخت و نه خداوند حقیقی به ایماندارانش.

مکاشفه مستقیم کلام

همه ما به طور غریزی می‌دانیم که خدایی هست؛ ندایی درونی به ما می‌گوید که خدایی ما را آفریده است. هرچند اغلب ما این ندا را ناشنیده گرفته و یا سعی می‌کنیم تا آن را به فراموشی بسپاریم.