مادر ترزا: یک مسیحی واقعی؟

مادر ترزا: یک مسیحی واقعی؟

آیا ‹مادر ترزا› یک مسیحی واقعی بود؟

«اما چونکه یافتیم که هیچ‌کس از اعمال شریعت پارساشمرده نمی‌شود بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ما هم به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت پارساشمرده شویم. زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری پارساشمرده نخواهد شد.» (رسالۀ غلاطیان ۲ :۱۶)

‹مادر ترزا› نامی است که اکثر ما با آن آشنا هستیم، از او به عنوان یکی از قدیس‌های جهان مسیحیت با احترام فروان یاد می‌شود. وی در سال ۱۹۱۰ میلادی و با نام ‹اگنس گونشا بوژاشیو› در خانواده‌ای کاتولیک و در یوگوسلاویا به دنیا آمد. در پنج سالگی او را به ایالت ‹دارجیلینگ› در هند فرستادند. اگنس به فرقه‌ای از کاتولیکها به نام ‹سنت ترزا› و صومعه آنها پیوست و نام ‹خواهر ترزا› را برای خویش برگزید.
او زمانی که در هند مسافرت می‌کرد با فقر شدید و تنگدستی اهالی کلکته آشنا شد و برای خدمت به آن‌ها به آن منطقه رفت. پس از مدتی و در سال ۱۹۵۲ در آنجا خانه‌ای برای تهیدستانی که رو به مرگ بودند، باز کرد تا از ایشان مراقبت کند. در طول حیاتش بیش از ۵۴۰۰۰ نفر به آنجا آمدند. او ۸۷ سال زندگی کرد و ۵۰ سال از آن را وقف خدمت به فقرا و گرسنگان نمود.

بدون شک او زنی مهربان و بسیار از خودگذشته بود که در میان فقر و بیچارگی به پست‌ترین طبقات جامعه خدمت نمود. دنیا نیز زحماتش را نادیده نگرفت و مدالها و جوایز زیادی به او اهدا کرد. به عنوان نمونه، در سال ۱۹۷۹ جایزه صلح نوبل را به وی دادند. دولت هند نیز بالاترین درجۀ اعتبار را با اهدای جایزه ‹بهارت رنتا› به وی بخشید. رونالد ریگان (رئیس جمهور آمریکا) به او ‹مدال آزادی› را هدیه کرد و کنگره آمریکا به او ‹مدال طلایی› را بخشید. کلیسای کاتولیک در سال ۱۹۷۱ مادر ترزا را ستوده و به وی ‹جایزۀ صلح› را عطا کرد و زمانی که از این دنیا رفت او را به درجۀ ‹قدیس› مفتخر نمود.
در وصف زحمات و کارهای نیک این زن سختکوش و از خودگذشته، حتی ایمانداران پروتستان نیز کوتاهی نکرده و در سمینارها و کنفرانس‌های مختلف، او را ستوده و از او به عنوان یک مسیحی واقعی یاد کرده‌اند. بسیاری از نویسندگان مسیحی در مجله‌ها، اعلامیه‌های رسمی کلیسا و گزارش‌های خود زندگی مادر ترزا و کارهایش را شگفتی‌آور تلقی کرده‌اند.

اما خداوند ما عیسی مسیح به ما هشدار می‌دهد که انجام اعمال شگفتی آور دلیلی بر رستگاری فرد نیست؛ «نه هر که مرا خداوند گوید داخل ملکوت آسمان گردد بلکه آنکه ارادۀ پدر مرا که در آسمان است به جا آورد. بسیاری در آن روز خواهند گفت خداوندا، خداوندا آیا به نام تو نبوت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم. آنگاه صریحأ به ایشان خواهم گفت که هرگز شما را نشناختم. ای بدکاران از من دور شوید» (انجیل متی ۷: ۲۳-۲۱) خداوند به ما گوشزد می‌کند که افرادی به نام او کارهای بزرگی انجام خواهند داد، بدون اینکه او را بشناسند و یا رستگار شده باشند.

انجام کارهای نیک، دوست داشتن مسیح و یا موعظه کردن انجیل، به تنهایی دلیلی بر واقعیت ایمان یک فرد نیست. این نکته ممکن است عجیب به نظر برسد اما دقیقأ چیزی است که خداوند ما در این آیات آن را به ما گوشزد می‌کند. هرچند، هر یک از این کارها نشانه‌های خوبی است اما دلیل کافی نیست که ثابت کند فرد یک مسیحی واقعی است. تنها راهی که می‌شود دریافت آیا فردی ایماندار واقعی مسیحی است یا خیر، کتاب مقدس است. باید اعتقادها و باورهای فرد را بر اساس کلام مکشوف خداوند سنجید. به گفته کلام؛ «مرد جاهل هر سخنی را باور می‌کند اما مرد زیرک در رفتار خود تأمل می‌کند» (امثال سلیمان نبی ۱۴ :۱۵) لذا ضروری است که قبل از هرگونه نتیجه‌گیری در مورد ادعای افراد، آن را با کلام خداوند محک بزنیم. به یاد داشته باشیم که خداوند به ما هشدار داده که دنیا محل خطرناکی است و پر است از راهزنان روحانی، گرگهایی که لباس میش به تن کرده‌اند و معلمین دورغین؛ «هوشیار و بیدار باشید زیرا که دشمن شما ابلیس، مانند شیر غرّان گردش می‌کند و کسی را می‌طلبد تا ببلعد» (اول پطرس ۵: ۸)

کاتولیکها و عقاید آنها

شکی نیست که ‹مادرترزا› یک کاتولیک سرسپرده بود. (برای درک بهتر تعالیم این فرقه و تضاد آن با کتاب مقدس می‌توانید به مقاله مربوطه در بخش تعالیم نادرست در کلیسا رجوع کنید)
پیروان این فرقه، سنتهای پدران کلیسا را برابر با آموزه‌های کتاب مقدس قرار می‌دهند، ایشان رستگاری را از راه انجام مراسم مذهبی در کلیسا (مثل غسل تعمید) امکان‌پذیر می‌دانند، رهبر آن‌ها یعنی ‹پاپ› می‌تواند رستگاری را به دیگران ببخشد، از مریم به عنوان ملکه آسمان و مادرخدا یاد شده که همیشه باکره است و با مسیح در نجات گناهکاران همکاری دارد و آموزه‌های اشتباه دیگر.
مادر ترزا علاوه بر پذیرفتن آنچه در بالا آمده، اعتقاد داشت که همۀ انسان‌ها فرزندان خداوند هستند. او در مصاحبه‌های تلویزیونی که انجام داده، این باور را ترویج می‌داد که پیروان همۀ ادیان دنیا چه هندو یا مسلمان و یا کاتولیک، مقبول نظر خداوند هستند! او خیال می‌کرد اگر کسی اعمال دینی را که بدان باور دارد با دقت انجام دهد، به رستگاری خواهد رسید. وقتی از او پرسیدند که آیا دیگران را به ایمان به مسیح دعوت می‌کند، پاسخش این بود که این کار ضروری نیست بلکه او دیگران را تشویق می‌کند تا اگر هندو هستند، هندوهای بهتری شوند. اگر مسلمان هستند، مسلمانهای بهتری و غیره.
اگرچه وی ادعا داشت که مسیح را دوست داشته و به او ایمان دارد اما آنچه به آن باور داشت در حقیقت مغلطه‌ای از باورهای غلط و نادرست بود. کلام خداوند به ما هشدار داده که مراقب چنین افرادی و تعالیم غلطی که می‌دهند باشیم :«لیکن ای برادران از شما استدعا می‌کنم آن کسانی را که منشأ تفرقه‌ها و لغزش‌های مخالف آن تعالیمی که شما یافته اید می‌باشند، ملاحظه کنید و از ایشان اجتناب نمائید.» (رسالۀ رومیان ۱۶ :۱۷) «که ظاهر دینداری دارند اما قدرت آن را انکار می‌کنند، از ایشان دوری کن.» (رسالۀ دوم تیموتاؤس ۳ :۵)
مادر ترزا هرچند که در زندگی و رفتارش ازخودگذشتگی زیادی نشان داد اما اشتباهش این بود که امید خود را بر باورهای خطای کاتولیکها گذارده بود. او گمان می‌برد نانی که در مراسم عشاء ربانی پخش می‌شود، با لمس کشیش بدل به بدن واقعی مسیح می‌گردد! او خیال می‌کرد که همۀ ادیان در نهایت پیروانشان را به خدا می‌رسانند! چشمان وی بر این حقیقت گشوده نشده بود که نجات تنها و تنها از راه ایمان به فدیه مسیح بر روی صلیب ممکن است و هیچ راه دیگری وجود ندارد.
زندگی او شاهدی بر این اصل مهم ایمان مسیحی است که اعمال مذهبی و نیک قادر به نجات کسی نیست. حتی اگر کسی مثل مادرترزا تمام عمر خود را وقف کمک به تهیدستان و فقرا کند، این اعمال قادر نیست وی را رستگار سازد زیرا گناهان او مانع ورود او به بهشت می‌شوند. خداوند عادل نمی‌تواند گناه را نادیده گرفته و بدون مجازات بگذارد. این کار غیر‌ممکن است و لذا همۀ ما به یک ‹نجات‌دهنده› احتیاج داریم که به جای ما مجازات گردد تا ما از راه ایمان به او پارساشمرده شده و بتوانیم با خداوند مشارکت داشته باشیم.

‹دشمن جان› ما این نکتۀ اساسی را به خوبی می‌داند و با رواج دادن این عقیده غلط که اعمال نیک می‌تواند فرد را به رستگاری و پذیرفته شدن در نزد خداوند برساند، می‌خواهد تا ما را از ایمان به مسیح -تنها نجات‌دهندۀ از گناهان- واداشته و به اعتماد و اتکاء به کارها و چیزهایی غیر از مسیح تشویق کند. نتیجۀ چنین اشتباهی، امکان نجات و رستگاری را برای همیشه از فرد می‌گیرد. یکی از بزرگترین دروغهای شیطان این است که؛ اعمال مذهبی و نیک ما را مقبول درگاه خداوند ساخته و ما را شایسته ورود به بهشت می‌سازد. این اصلی است شیطانی که تمامی ادیان دنیا به شدت به آن پایبند می‌باشند و از پیروان خود انجام کارهایی مذهبی را می‌طلبند. در باور آن‌ها رستگاری و نجات فرد تنها از راه انجام اعمال است که در روز آخر سبک و سنگین شده و به میزان مناسب به فرد پاداش داده خواهد شد.

تنها ایمان مسیحی است که در تضاد کامل با دیگر ادیان بشری، نجات را از راه ایمان به یک فرد ممکن می‌داند و نه از راه اعمال پسندیده. ما از راه ایمان به یک شخص و کاری که او انجام داده و نه با تلاشهای خود رستگار می‌گردیم، این است مکاشفۀ خداوند و انجیل او. لذا مراقب باشیم تا به سادگی شیفته و فریفتۀ کارهای شگفت دیگران نشویم زیرا هیچ نوع اعمالی، هرچند هم خداپسندانه و نیک، قادر به رستگارساختن ما نیست.

دکتر ریچارد بنت – مترجم دکتر زرین قلوب

Print Friendly